تبليغاتX
عاشق سنت شکن

و باز هم ................زندگی
تاريخ: Tue 14 Oct 2008 ساعت :12 بعد از ظهر
خدا

وباز هم می نویسم که بگویم خیلی ها فدا شدند تا من قادر به بسیاری از کارها،حتی نوشتن باشم.می نویسم تا بگویم که احساس می کنم متفاوتم.می نویسم از آزادی ،از مرگ ،از زندگی ،از شب ،از سیاهی ،از نور یعنی آزادی.

نمی توانم بگویم که آزادم چون هر کاری در حیطه خواست من نیست.اگر آزاد بودم ،اتفاقات بر میل و اراده ام بود،اگر آزاد بودم به فکر پنهان کاری و کار و در آمد و دزدی و دروغ و نیرنگ و خطا و اشتباه نبودم.تنها جنبه آزادی در من فکر آزاد من است،احساس من که با فکر در آمیخته و زنجیری دیگر همانند دیگر زنجیرها بر پای من زده تا نتوانم همانند خالقم آزاد مطلق باشم پس من به هیچ وجه آزاد نیستم.

تنها من نه ،هیچ کس آزاد به معنی واقعی نیست.اگر آزادی وجود داشت هیچ قفل و کلیدی به وجود نمی آمد ،هیچ زندانی ساخته

نمی شد ،هیچ پرنده ای از هیچ انسانی نمی ترسید و اصلا پول به وجود نمی آمد ،البته این آخری به حرص و طمع انسان که در فطرتش است ،مربوط می گردد.اگر آزادی وجود داشت ،ترس از دست دادن

بی معنی بود و هزاران اگری که به خاطر نبود این مدینه فاضله قادر به ظهور روی این کاغذ نیستند چون می ترسند بهانه نابودی همین رویا شوند.در طول تاریخ بسیار بودند که به خاطر آزادی به آزادی رسیدند.

از ازل تا ابد بهای آزادی از دست دادن این کالبد مادی بوده و خواهد بود.می گویند آزادی با آمدن منجی بشریت (حضرت صاحب الزمان(عج)) ایجاد خواهد شد ولی به نظر بنده آن هم بهانه ای بیش نیست چون باز هم در اسارت زمین هستیم...به فرض در فضا..........................

که به نام فضای بی کران است ،در نزد خالق هستی به اندازه دانه خردلی هم نیست.پس آزادی تنهای تنها با قربه الی الله حاصل می شود.

                            یا علی

نوشته شده توسط عاشق ایرانی | موضوع: | لينک ثابت |